? از شهر شما می روم - یار بی یار سبز

یار بی یار سبز

مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید که کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید
سه‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1393

از شهر شما می روم

امشبی ای گریه امانم بده

 

فرصت حرفی به زبانم بده

 

مژده ای از من به کسانم بده

.

.

.

 

  

امشبی ای گریه امانم بده

 

فرصت حرفی به زبانم بده

 

مژده ای از من به کسانم بده

 

چون سحر آید به خدا می روم

 

من دگر از شهر شما می روم

 

آمده بودم که به دلسادگی

 

زنده شوم با غم دلدادگی

 

پر کشم اکنون سوی آزادگی

 

هدهدم و سوی سبا می روم

 

من دگر از شهر شما می روم

 

ای نفس خسته مرا صدا کن

 

زین قفس بسته مرا رها کن

 

غمزده ای ای خدا این همه تنها چرا

 

بین زکجا تا به کجا می روم

 

من دگر از شهر شما می روم

 

اشتراک و ارسال مطلب به :