دلتنگ لهجه ی شیرینت!
دلتنگ لحن صادقانه ات!
دلتنگ صفای باطنت!
گشته ام!...
روحت شاد!
سیمین بری گل پیکری آری
دلم تنگته ای یار جانی!
بسی روز از یک به ده شد تا چهل!
شد روزش و هر چه هست کناری بهل!
شد یادآور آن خونین روز و شب!
.
ادامه مطلب ...
اشکها می غلتند داغ داغ ز گونه ام!
چه حال است مرا،چرا اینگونه ام!
چهل شب و روز به تلخی گذارده است!
با تـو رفتم ، بیتو باز آمدم از سرکوی او ، دل دیوانه
پنهانکردم ، درخاکسترغم آن همـه آرزو ، دل دیوانه