-
داستـان خلقـت زن
شنبه 24 فروردینماه سال 1392 22:57
از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز میگذشت. فرشتهای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟" خداوند پاسخ داد: "دستور کار او را دیدهای؟ . . . از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز میگذشت. فرشتهای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟"...
-
سبز خیال انگیز!
شنبه 24 فروردینماه سال 1392 14:18
-
لرز زمین!
پنجشنبه 22 فروردینماه سال 1392 17:24
باز هم... لرز زمین و تب ما! چه حکایتهاست! پرپر شدن این گل ناز! وه که چه آشوب است! شب تار نبود این بار که... به عصری گرما و خرما خام! وه که چه آشوب است اندر دل ما!
-
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
سهشنبه 20 فروردینماه سال 1392 23:30
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم ، چون باد رفته باشد . . . ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم ، چون باد رفته باشد امشب صدای تیشه از بیستون نیامد...
-
اشک لبخند
دوشنبه 19 فروردینماه سال 1392 14:24
می تراود مهتاب می درخشد شب تاب نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک غم این خفته ی چند . . . می تراود مهتاب می درخشد شب تاب نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک غم این خفته ی چند خواب در چشم ترم می شکند نگران با من استاده سحر صبح می خواهد از من کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر در جگر لیکن خاری از ره...
-
نوروز باستانی فرخنده باد
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1392 18:59
نوروز باستانی فرخنده باد
-
سبز خیال انگیز
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1392 18:58
-
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند؟
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1392 18:55
-
دوست تقدیر گریززناپذیر ماست.برادر خواهر دخترخاله و پسر عمو نیست
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1392 15:12
دوستی انتخاب است.انتخابی دو طرفه که حد ومرز و نوع ان بوسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند تعریف میشود. با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهمتر انکه میتوانیم از هیچ چیز حرف نزنیم و سکوت کنیم.با دوستانمان میتوانیم درددل کنیم... دوستی انتخاب است.انتخابی دو طرفه که حد ومرز و نوع ان بوسیله همان دو نفری...
-
فرازهایی از صحیفه ی سجادیه
سهشنبه 8 اسفندماه سال 1391 20:45
پروردگارا! به درگاه تو پناه می آورم و تو نیز پناهم بخش تا موجودی آزمند و خویشتن دوست نباشم. مگذار که صولت خشم ، حصار بردباری مرا در هم بشکند و حمله ی حسد ، مناعت فطرت مرا به خفت و مذلت فرو کشاند. پروردگارا! از خصلت طمع... پروردگارا! به درگاه تو پناه می آورم و تو نیز پناهم بخش تا موجودی آزمند و خویشتن دوست نباشم....
-
قافله ی سبز
دوشنبه 30 بهمنماه سال 1391 18:13
ما حلقه به گوش بت عیار نبودیم آغوش به آبادی این ملک گشودیم صدسال اگر رنج کشیدیم، چشیدیم ما نیمه رفیق ره عشاق نبودیم . . . ما حلقه به گوش بت عیار نبودیم آغوش به آبادی این ملک گشودیم صدسال اگر رنج کشیدیم، چشیدیم ما نیمه رفیق ره عشاق نبودیم هرسلسله آمد به خیابان و ندا داد: "ما اهل وفا و شرف و حرمت و جودیم" رؤیا...
-
ایران نامه
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1391 12:52
ندانی که ایران نشست منست جهان سر به سر زیر دست ِ منست هنر نزد ایرانیان است و بـــس ندادند شـیر ژیان را بکــس . . . ندانی که ایران نشست منست جهان سر به سر زیر دست ِ منست هنر نزد ایرانیان است و بـــس ندادند شـیر ژیان را بکــس همه یکدلانند یـزدان شناس بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس چنین گفت موبد که مرد بنام بـه از زنـده...
-
چرا اینها همه جار میزنند که ملا محمد صدر در پی کفر است و بدعت ؟
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1391 13:20
ملاصدرای شیرازی (صدرالمتالهین) چرا اینها همه جار میزنند که ملا محمد صدر در پی کفر است و بدعت ؟ چون پرسش هایی دارم که ایشان ،قادر به پاسخ گفتن به آنها نیستند . و این آغاز درمانده کردن دین است. نمی شود که کلامی بر حق ، به سلاحی بر حق مجهز نباشد و پیروز شود. نمی شود که تو دست خالی به جنگ با اهریمن بد نهاد بروی و امید...
-
یوم تبلی السرائرفما له من قوة و لا ناصر
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1391 13:15
یوم تبلی السرائرفما له من قوة و لا ناصر
-
اللهم فک کل اسیر!
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1391 13:04
-
وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقّ وَأَن
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1391 12:53
وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ.
-
اگه با منی کو جنبش ؟
پنجشنبه 19 بهمنماه سال 1391 13:52
اگه با منی کو جنبش ؟ اگه عاشقی کو شورش ؟ تو به اندوه دل ما . . . لینک دانلود ترانه با صدای حبیب: http://s1.picofile.com/file/5817628810/Habib_Jonbesh.mp3.html اگه با منی کو جنبش ؟ اگه عاشقی کو شورش ؟ تو به اندوه دل ما پس چرا نبردی یورش ؟ تو نخواستی عهد ببندیم که به غمهامون بخندیم حالا می ترسم از اینکه توی این شهر...
-
زندگی «گل» به توان ابدیت
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1391 19:56
من صدای پر بلدرچین را، می شناسم، رنگ های شکم هوبره را، اثر پای بز کوهی را. . . . من صدای پر بلدرچین را، می شناسم، رنگ های شکم هوبره را، اثر پای بز کوهی را. خوب می دانم ریواس کجا می روید، سار، کی می آید، کبک، کی می خواند، باز، کی می میرد، ماه در خواب بیابان چیست، مرگ در ساقه ی خواهش و تمشک لذت، زیر دندان هم آغوشی....
-
ومکرو و مکر الله والله خیر الماکرین!
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1391 13:26
ومکرو و مکر الله والله خیر الماکرین!
-
از ریشه که هیچٰ از ساقه هم می شود سبز شد!
چهارشنبه 11 بهمنماه سال 1391 19:37
-
حاضرجوابی *داریوش ارجمند* در برنامه تلویزیون...!!
سهشنبه 10 بهمنماه سال 1391 12:12
حاضرجوابی *داریوش ارجمند* در برنامه تلویزیون...!! *اولین سوال مجری* چرا هر چی اسمه خوبه مال خانوماست...؟؟!! خورشید خانوم،مهتاب خانوم...!! هرچی اسم بده مال آقایونه...؟؟!! آقا خرسه،آقا گرگه...!! مهمان: *داریوش ارجمند* چون هیچ وقت در طول تاریخ...!! ده تا زن با قمه از روی دیوار باغی نپریدند...!! و به پنج تا مرد تجاوز...
-
زمستان است
یکشنبه 8 بهمنماه سال 1391 21:03
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را . . . سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید، نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت...
-
نان پاره ز من بستان
یکشنبه 8 بهمنماه سال 1391 13:26
نان پاره ز من بستان، جان پاره نخواهد شد آواره عشق ما، آواره نخواهد شد آن را که منم خرقه، عریان نشود هرگز وان را که منم چاره، بیچاره نخواهد شد . . . نان پاره ز من بستان، جان پاره نخواهد شد آواره عشق ما، آواره نخواهد شد آن را که منم خرقه، عریان نشود هرگز وان را که منم چاره، بیچاره نخواهد شد آن را که منم منصب، معزول کجا...
-
تو میتوانی مرا بزنی یا من تو را؟
یکشنبه 8 بهمنماه سال 1391 13:25
پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:فکر می کنی ،تو میتوانی مرا بزنی یا من تو را؟ پسر جواب داد:من میزنم پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید پدر با ناراحتی از کنار پسر رد شد . . . Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او...
-
مسافر
پنجشنبه 5 بهمنماه سال 1391 11:25
دم غروب میان حضور خسته اشیا نگاه منتظری حجم وقت را می دید و روی میز هیاهوی چند میوه نوبر به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود . . . دم غروب میان حضور خسته اشیا نگاه منتظری حجم وقت را می دید و روی میز هیاهوی چند میوه نوبر به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود و بوی باغچه را ‚ باد روی فرش فراغت نثار حاشیه صاف زندگی می کرد و مثل...
-
درد بی عشقی
سهشنبه 3 بهمنماه سال 1391 12:19
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت . . . نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی عشقی ما دید و دریغش...
-
بی قرارم
یکشنبه 1 بهمنماه سال 1391 13:25
سلام گویم تو را ای یار جانی که قرار از دلم چه بی رحمانه ستانده ای!اگر می دانستی که این تاب چگونه و چه سان و چه میزان از دلم برده ای خود خویشتنت بر من عطا می نمودی و مرا در صحرای وسیع لطف به مستی می خواندی... Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA سلام گویم تو را ای یار جانی که قرار از دلم چه بی رحمانه ستانده...
-
بیا بیا
یکشنبه 1 بهمنماه سال 1391 13:21
باز دلم بازی به سر آورده و سرم سودایی ساخته که چرا این جان از حلاوت عشقش محروم سازی و آن بر دام معشوق نیندازی که گویمش ای دوست گر که معشوق باشد تو را نخوام داشت و نداشتنت بی دلم سازد و من چگونه خوشدل باشم به بی دلی و گویدم سخت نگیر گرت نباشم وانگهی در دام یارت هستم و... باز دلم بازی به سر آورده و سرم سودایی ساخته که...
-
فراق یار
یکشنبه 1 بهمنماه سال 1391 13:16
براستی اگر اشکم نبودی مرا مرهم گدازین سنگ دل،این حرارت به چه فرو نشاندی؟جان از بیم هلاک بر این سوختن چگونه رهاندی؟ امید بر اشک یا نه نه بر آمدنش دارم!آمدن و آمدنهایش در هر زمان که می بایست!دیدگان دریاییم مرا آنچنان در میان آتش دل به غوص... Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA براستی اگر اشکم نبودی مرا مرهم...
-
بر سر زلف کجت لانه ی خویش ساخته ام
یکشنبه 1 بهمنماه سال 1391 13:10
بر سر زلف کجت لانه ی خویش ساخته ام خوش خط زلف تو را آیین و کیش ساخته ام سرم دوباره به سودایی شد مشغول و خویش از دور نظاره می کنم همی و گویی که بدنم ملتمس جان است ز بهر ورود بر آن! آنچنان عجز و لابه اش مرا متعجب نمود که گفتم به کجاست این همای سعادت بر سر این جان مظلوم که تنم اینچنین بر او اصرار می ورزد... بر سر زلف کجت...